
مجله « عربين بيزينس » اسامي پنجاه مرد ثروتمند عرب را اعلام كرد.
به گزارش شبكه تلويزيوني العربيه « وليد بن طلال » با هفده ميليارد دلار دارايي همچنان در صدر اين فهرست قرار دارد.
به گزارش اين مجله ثروتمندان عرب امسال دوازده درصد از دارايي خود را از دست داده اند و مجموع ثروت آنان به دويست ميليارد دلار مي رسد. پنجاه ثروتمند عرب در سال جاري بيست و پنج ميليارد دلار از دارايي هاي خود را به علت بحران مالي از دست داده اند. وليد بن طلال نخستين بار جزئيات دارايي خود را فاش كرده است . دارايي شركت المملكه كه وليد نود و پنج درصد سهام آن را در اختيار دارد هفت ميليارد و نهصد و هشتاد ميليون دلار برآورد شده است .
ثروت وليد در دو شركت « ال . بي . سي » و « روتانا » هم به يك ميليارد و ششصد و ده ميليون دلار مي رسد. وي همچنين سه ميليارد و دويست ميليون دلار سرمايه گذاري در بخش مستغلات دارد.
ارزش وسائط نقليه وليد بن طلال از جمله سه هواپيما و دو بالگرد و چندين خودروي گرانقيمت خصوصي بيش از هشتصد ميليون دلار است .
پس از وليد بن طلال ناصر الخرافي رئيس شركت الخرافي كويت ثروتمندترين مرد عرب است . ارزش دارايي هاي او نه ميليارد و ششصد ميليون دلار اعلام شده است .
در اين فهرست اسامي مردان ثروتمند عرب كه بيش از يك ميليارد و صد ميليون دلار ثروت دارند آمده است .
معن الصانع رئيس هيئت مديره شركت السعد عربستان با ثروت نه ميليارد و سيصد ميليون دلار در رتبه سوم اين فهرست قرار گرفته است . از ده مرد ثروتمند عرب شش نفر تبعه عربستان هستند.
در ادامه اين فهرست اسامي شيخ محمد بن عيسي الجابر با دارايي هشت ميليارد و هشتصد ميليون دلار محمد العامودي هشت ميليارد و هشتصد ميليون دلار عبدالعزيز الغرير هفت ميليارد و هشتصد ميليون دلار خانواده بن لادن هفت ميليارد و دويست ميليون دلار و خانواده العليان هفت ميليارد و دويست ميليون دلار خانواده كانوي بحرين با شش ميليارد و صد ميليون دلار و سعيد خوري ميلياردر فلسطيني با شش ميليارد دلار قرار دارند
در متون مدیریتی، بازاریابی صنعتی به عنوان آن دسته از عملکردها و فعالیتهای تجاری و بازرگانی تعریف شدهاست، که فرایندهای مبادله را بین تولید کنندگان و مشتریان سازمانی تسهیل میکند. ماهیت بازاریابی صنعتی را میتوان، خلق ارزش برای مشتریان به وسیله ارائه کالاها و خدماتی دانست که نیازهای سازمانی و اهداف آنها را تحقق میبخشد.
این نوع بازاریابی در مقایسه با بازاریابی مصرفی تفاوتهایی دارد که اینگونه میتوان بدان اشاره کرد. اول اینکه گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تامین خواستههای بازار وجود دارد، ولی باید توجه کرد که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.
در بازاریابی صنعتی نقش خصوصیات و ویژگیهای محصول خیلی مهم و حیاتی است و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نظر مشتریان را تامین نکنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانهای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضرند قیمت بیشتری دهند ولی در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل کنند و حتی در موارد دیگری مثل مناقصههای خرید نقش قیمت پراهمیتتر میشود. در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید به این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی میشود، یعنی تقاضا برای یک محصول بستگی به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر دارد. گاهی بازاریاب صنعتی سعی میکند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریک کند تا تقاضا برای کالاهای صنعتی خودرا افزایش دهد